بررسی حقانیت پیامبر اسلام در عهد عتیق :: امیرحسین دادگستر

امیرحسین دادگستر

AMIR HOSSEIN DADGOSTAR

بررسی حقانیت پیامبر اسلام در عهد عتیق

در بین تمام ادیانی که در جهان وجود دارد تنها برخی از آنان به خدایی واحد و حکیم و توانا و متعال و نامتناهی رهنمود کرده اند.

شریعت الهی یقینا برنامه ای برای تمام جهانیان از ابتدای خلقت بشر تا انتهای وجود بشر در جهان است.

چنانچه داستان طوفان نوح در نگاشته های قدیمی ترین تمدن جهان یعنی تمدن سومر و اکد نیز یافت شده.

به نقل از پرسمان دانشجویی با اندک تفاوتی در ویکی پدیا:

در کتاب الواح سومری صفحه 219 چنین آمده: هنگامی که جرج اسمیت، دانشمند انگلیسی و از کارکنان موزه بریتانیا، لوحه یازدهم منظومه گیلگمش  را کشف کرد و کلید رمز آن را گشود، معلوم شد که داستان توفان نوح ساخته و پرداخته نویسندگان تورات نبوده است. وی در روز سوم دسامبر 1782م طی بازدیدی از انجمن تازه تأسیس یافته «باستان شناسی کتاب مقدس» نطقی ایراد و در آن اعلام کرد که بر روی یکی از لوحه های کتابخانه کهن آشوربانیپال، پادشاه آشور در قرن هفتم ق م، داستان توفانی را خوانده که شباهت بسیاری با داستان توفان در سفر پیدایش دارد.

اعلام این موضوع شور و هیجان زایدالوصفی در محافل علمی آن زمان برانگیخت.پس از اعلام این خبر، اسمیت تفسیر کلدانی توفان نوح و به همراه آن شرح کلی متن داستان گیلگمش را منتشر کرد، اما لوحه توفان ناقص بود. بنابراین جست وجو برای یافتن لوحه های بیشتر جهت تکمیل لوحه های پیشین آغاز شد. روزنامه دیلل تلگراف، که درلندن انتشار می یافت، برای ادامه حفاری در نینوا، که جرج اسمیت برای موزه بریتانیاانجام می داد، مبلغی مساعده داد. اسمیت بلافاصله پس از رسیدن به نینوا خطوط گمشده شرح توفان نوح را، که از آن زمان تا کنون کامل ترین و دست نخورده ترین قسمت کل حماسه است، پیدا کرد. لوحه های بیشتری در همان سال و سال بعد یافت شد و اسمیت توانست نواقص طرح کلی متن آشوری را برطرف سازد. او در سال 1876م، به دلیل سازگار نبودن آب و هوای آن منطقه با مزاجش، بر اثر بیماری در سی و شش سالگی در نزدیکی حلب درگذشت.

از همین جهت پیامبران بسیاری برای رساندن شرایع الهی مبعوث شدند از آدم تا نوح و ادریس و موسی و عیسی و پیامبر اکرم علیهم السلام که تمامی شرایعِ توحیدی ، امتداد یافتند به یهودیت و سپس  به مسیحیت و در پایان در اسلام ختم شد.

و مسئله ای که باید پیرامون آن بحث شود همین است که کدام یک از این سه دینِ توحیدی که به ادیان ابراهیمی معروف هستند در زمان حاضر حق هستند؟

برای این منظور استدلال می کنیم به آیاتی از عهد عتیق زیرا عهد قدیم یا همان تورات مقبول یهودیت و مسیحیت میباشد:

حضرت موسی علیه السلام در تثنیه: باب 18، آیه 15 الی 20 مژده آمدن پیامبری از نسل برادران بنی اسرائیل را میدهد.

مطلب مهمی که در این آیات بیان شده بشارت به مبعوث شدن پیامبری از میان برادران بنی اسرائیل است که مانند موسی علیه السلام دارای شریعت  است و از جانب خدا سخن میگوید.

این پیامبر از بنی اسرائیل نیست زیرا در آیه می گوید از نسل برادران بنی اسرائیل است و همچنین بعد از حضرت موسی هیچ پیامبری که دارای شریعت باشد از بنی اسرائیل مبعوث نشد و همچنین در تثنیه ، فصل 34 ، آیه 9 الی 10 میبینیم که گفته می شود از بنی اسرائیل مانند موسی کسی مبعوث نشده:

 ۹. و یوشع بن نون از روح حکمت مملو بود، چونکه موسی دستهای خود را بر او نهاده بود. و بنی اسرائیل او را اطاعت نمودند، و برحسب آنچه خداوند به موسی امر فرموده بود، عمل کردند.

۱۰.  و نبی‌ای مثـل موسی تا بحال در اسرائیل برنخاسته است که خداوند او را روبرو شناخته باشد،

منظور حضرت عیسی نیز نیست زیرا ایشان از نسل یعقوب می باشد و در واقع از بنی اسرائیل است نه برادران بنی اسرائیل.

در آیاتی مثل تثنیه: باب 2، آیه 4 و باب 23، آیه 7 قبایلی را که از نسل عیسی بوده اند به عنوان برادران بنى‌اسرائیل معرفى کرده است.

برای نمونه تثنیه ، آیه 4 ، فصل 2 ، ترجمه قدیم را ذکر می کنیم:

۴. و قوم را امر فرموده، بگو که شما از حدود برادران خود بنی عیسی که در سَعیر ساکنند باید بگذرید، و ایشان از شما خواهند ترسید، پس بسیار احتیاط کنید.

 اما منظور نسل عیسو نیز نمی باشد زیرا در عوبدیا ، فصل یک ، آیه 18 ، ترجمه قدیم آمده است:

 ۱۸ . و خاندان یعقوب آتش و خاندان یوسف شعله و خاندان عیسو کاه خواهند بود و در میان ایشان مشتعل شده، ایشان را خواهد سوزانید و برای خاندان عیسو بقیتّی نخواهد ماند زیرا خداوند تکلّم نموده است.

پس منظور از بشارتی که داده شده پیامبری از نسل عیسو نیست ، چرا که نسل او قطع شد.

میتوان فرزندان اسحاق و اسماعیل را برادران یکدیگر محسوب کرد.

در اصحاح ۱۶ از سفر تکوین در مورد حضرت اسماعیل چنین آمده: و امام جمیع اخوته یسکن

چه بسا در آیات زیر مشاهده میکنید خداوند وعده برکت و گسترش نسل اسماعیل را داده است.

20 . و اما در خصوص اسماعیل، تو را اجابت فرمودم. اینک او را برکت داده، بارور گردانم، و او را بسیار کثیر گردانم. دوازده امیر از وی پدید آیند، و امتی عظیم از وی بوجود آورم. (پیدایش 17: 20)

پس فقط نسل حضرت اسماعیل باقی میماند که قرائن دیگر نیز این را تایید می کند زیرا ایشان در فاران رشد کردند و بزرگ شدند و نسل ایشان از فاران برخواست و برخی آیات نیز بشارت میدهد به بعثت پیامبری از فارآن که در ادامه به تفصیل پیرامون آن توضیح خواهیم داد.

حضرت هاجر و اسماعیل در صحرای فاران ساکن بودند چنانچه در ترجمه قدیم عهد عتیق کتاب پیدایش ، فصل بیست و یک ، آیه بیست و یک این چنین آمده است:

۲۱ و در صحرای فاران، ساکن شد. و مادرش زنی از زمین مصر برایش گرفت.

پیامبر اسلام از نسل قیدار است که فرزند اسماعیل می باشد و ایشان همچون موسی به نبوت برانگیخته شد و دارای شریعت است

و قرآن  می گوید  محمد پیامبری مانند موسى است.

قرآن  در بیان وجه تشابه حضرت موسى و حضرت محمد در آیه 15 سوره مزمل مى‌گوید:

«إِنَّا أَرْسَلْنا إِلَیْکُمْ رَسُولًا شاهِداً عَلَیْکُمْ کَما أَرْسَلْنا إِلى‌ فِرْعَوْنَ رَسُولًا؛

ما پیغمبرى به سوى شما فرستاده‌ایم که (در روز قیامت) در حق شما گواهى خواهد داد همان گونه که به سوى فرعون هم پیامبرى را فرستاده بودیم».

و همچنین  در سوره  احقاف آیات 12  و 30 کتاب و شریعت محمد را کتابی نازل شده بعد از کتاب موسى معرفى مى‌کند.

 

 نسب حضرت محمد در واقع فارانی است ،  و در برخی منابع نیز منظور از فاران را حجاز دانسته.

پس فاران چه حجاز باشد چه در جایی دیگر پیامبر اسلام فارانی است.

همچنین در متن آیات بشارت که در تورات آمده است گفته شده کلام خود را به دهان او خواهم گذاشت که اشاره به امی بودن پیامبر اسلام دارد و بیان می کند که پیامبری که مژده او را می دهیم با خواندن و نوشتن سر و کاری ندارد.

در پیدایش / فصل ۲۵ / ترجمه قدیم فرزندان اسماعیل را چنین معرفی کرده است:

۱۲ این است پیدایش اسماعیل بن ابراهیم که هاجر مصری، کنیز ساره، برای ابراهیم زایید. ۱۳ و این است نامهای پسران اسماعیل، موافق نامهای ایشان به حسب پیدایش ایشان. نخست زادة اسماعیل، نَبایوت، و قیدار و اَدَبیل و مِبسام. ۱۴ و مشماع و دومه و مسا ۱۵ و حدار و تیما و یطُور و نافِیش و قِدْمَه. ۱۶ اینانند پسران اسماعیل، و این است نامهای ایشان در بُلدان و حله‌های ایشان، دوازده امیر، حسب قبایل ایشان. ۱۷ و مدت زندگانی اسماعیل، صد و سی و هفت سال بود که جان را سپرده، بمرد و به قوم خود ملحق گشت.

از برخی از آیات کتاب مقدس مشخص میشود که بنی قیدار به میان اعراب آمدند.

برای نمونه حزقیال،فصل 27،آیه 21،ترجمه قدیم را مشاهده کنید:

20 ددان با زین پوشهای نفیس به جهت سواری سوداگران تو بودند. 21- عرب و همه سروران قیدار بازارگانانِ دست تو بودند. با بره‌ها و قوچها و بزها با تو داد و ستد می‌کردند.   22- تجّار شَبا و رَعْمَه سوداگران تو بودند. بهترین همه ادویه‌جات و هر گونه سنگ گرانبها و طلا به عوض بضاعت تو می‌دادند.

همچنین در تفسیر کاربردی عهد عتیق ، پیدایش ، تفسیر آیات 12 تا 18 چنین آمده است:

۱۲-۱۸ در این قسمت به ما فهرستی از دوازده پسر اسماعیل داده شده است. نام بسیاری از آنها عربی می‌باشد، که این نامها به صورت سنتی در میان اعراب که اسماعیل جد آنها می‌باشد، متداول است. نسل اسماعیل، همراه با قبایلشان در شرقی‌ترین قسمت سرزمین کنعان که در حال حاضر عربستان سعودی می‌باشد، ساکن گردیدند.

   ◾آیات بشارت:

     ۱۵ یهُوَه، خدایت، نبیّ‌ای را از میان تو از برادرانت، مثل من برای تو مبعوث خواهد گردانید، او را بشنوید.

     ۱۶ موافق هر آنچه در حوریب در روز اجتماع از یهُوَه خدای خود مسئلت نموده، گفتی: «آواز یهُوَه خدای خود را دیگر نشنوم، و این آتش عظیم را دیگر نبینم، مبادا بمیرم.»

     ۱۷ و خداوند به من گفت: «آنچه گفتند نیکو گفتند.

     ۱۸ نبیّ‌ای را برای ایشان از میان برادران ایشان مثل تو مبعوث خواهم کرد، و کلام خود را به دهانش خواهم گذاشت و هر آنچه به او امر فرمایم به ایشان خواهد گفت.

     ۱۹ و هر کسی که سخنان مرا که او به اسم من گوید نشنود، من از او مطالبه خواهم کرد.

    ۲۰ و اما نبیّ‌ای که جسارت نموده، به اسم من سخن گوید که به گفتنش امر نفرمودم، یا به اسم خدایان غیر سخن گوید، آن نبی البته کشته شود.

     در چندین آیه از عهد عتیق به بعثت پیامبری از فاران اشاره شده است:

     در تثنیه ، فصل 33 ، ایات 1 و2 ، ترجمه قدیم چنین آمده:

1 و این است برکتی که موسی، مرد خدا، قبل از وفاتش به بنی اسرائیل برکت داده، 2 گفت: «یهُوَه از سینا آمد، و از سعیر بر ایشان طلوع نمود و از جَبَل فاران درخشان گردید و با کرورهای مقدسین آمد، و از دست راست او برای ایشان شریعت آتشین پدید آمد.

    در حبقوق ، فصل سوم ، آیه 3 الی 6 ، ترجمه قدیم چنین آمده:

۳ خدا از تیمان آمد و قدّوس از جبلِ فاران، سِلاه. جلال او آسمانها را پوشانید و زمین از تسبیح او مملّو گردید. ۴ پرتُوِ او مثل نور بود و از دست وی شعاع ساطع گردید. و ستر قوّت او در آنجا بود. ۵ پیش روی وی وبا می‌رفت و آتش تب نزد پایهای او می‌بود. ۶ او بایستاد و زمین را پیمود. او نظر افکند و امّت‌ها را پراکنده ساخت و کوههای ازلی جَستند و تلّهای ابدی خم شدند. طریق‌های او جاودانی است.

    این آیه در ترجمه شریف چنین آمده است:

خدا از اَدوم بر می‌گردد؛ خدای قدّوس از کوهستان فاران می‌آید. جلال او آسمانها را پوشانده، و زمین از ستایش او پر است.4 پرتو او مثل نورِ برق درخشان است و از دستهایش که قدرت او در آنها نهفته است، نور می‌تابد.  ۵ مرض را پیشاپیش خود می‌فرستد و به مرگ امر می‌کند که به دنبالش بیاید.۶ هنگامی که می‌ایستد، زمین می‌لرزد وقتی نگاه می‌کند، قومها از ترس می‌لرزند. کوه‌های جاودانی خُرد می‌شوند و تپّه‌های ابدی که در زمانهای قدیم بر آنها قدم می‌زد، از هم پاشیده می‌شوند.

 در آیاتی که از تثنیه بیان شد به وضوح مشخص است که حضرت موسی در سدد بیان بشارتی است.

    در آیات فوق فارآن به همراه سینا و سعیر آمده که محل نزول وحی و نزول شریعت الهی بوده که این دلالت دارد فاران نیز محل نزول شریعتی الهی خواهد بود.

    آمدن یهوه از کوه سینا اشاره به نزول وحی به حضرت موسی و بیان شریعت ایشان است و طلوع از سعیر اشاره به وحی به عیسی و شریعت ایشان می باشد.

   و منظور از فارآن نیز وحی به حضرت محمد و شریعت ایشان است.

    مصداق هر سه نوری که از سینا آمد و از سعیر طلوع کرد و در فارآن درخشید نمیتواند حضرت موسی باشد زیرا حضرت موسی هیچگاه وارد سعیر نشد.

    در اعداد فصل 20 آیات 15 الی 21 چنین آمده:

۱۵ که پدران ما به مصر فرود آمدند و مدت مدیدی در مصر ساکن می‌بودیم، و مصریان با ما و با پدران ما، بد سلوکی نمودند.  ۱۶ و چون نزد خداوند فریاد برآوردیم، او آواز ما را شنیده، فرشته‌ای فرستاد و ما را از مصر بیرون آورد. و اینک ما در قادش هستیم، شهری که در آخر حدود توست.  ۱۷ تمنا اینکه از زمین تو بگذریم، از مزرعه و تاکستان نخواهیم گذشت، و آب از چاهها نخواهیم نوشید، بلکه از شاهراه‌ها خواهیم رفت، و تا از حدود تو نگذشته باشیم، به طرف راست یا چپ انحراف نخواهیم کرد.»  ۱۸ ادوم وی را گفت: «از من نخواهی گذشت والاّ به مقابلة تو با شمشیر بیرون خواهم آمد.»  ۱۹ بنی اسرائیل در جواب وی گفتند: «از راههای عام خواهیم رفت و هرگاه من و مواشیم از آب تو بنوشیم، قیمت آن را خواهم داد، فقط بر پایهای خود می‌گذرم و بس.»  ۲۰ گفت: «نخواهی گذشت.» و ادوم با خلق بسیار و دست قوی به مقابلة ایشان بیرون آمد.  ۲۱ بدینطور ادوم راضی نشد که اسرائیل را از حدود خود راه دهد. پس اسرائیل از طرف او رو گردانید.)

   به طور کلی اشاره به نبوت این سه پیامبر جلیل القدر دارد.

   آیاتی که از حبقوق ذکر شد پیشگویی و بشارتی به نبوت حضرت عیسی و حضرت محمد است.

حضرت حبقوق در این ایات چیزی از تجلی خدا در سینا نمیگوید زیرا فرستاده الهی از سینا مبعوث شده بود و سالها از وفات او گذشته بود و ایشان قصد دارند مژده دو نبوت بزرگ الهی را بدهد که اولین آن ها از سعیر یا همان تیمان یا ادوم است و دومین آن از جبل فاران است.

    قبلا بیان کردیم که حضرت محمد از نسل اسماعیل است و فاران اگر هم حجاز نباشد نیز محمد در واقع  فارانی است .

   در منابع تاریخی به چند مکان به عنوان فاران اشاره شده که یکی از آن مکان ها کوه های حجاز است.

   برای مثال:

در کتاب قاموس الکتاب المقدّس، ص 667 آمده:

فاران، نامى است که در کتب مقدّس، بر سلسله جبال یا منطقه‌اى کوهستانى در جنوب ارض کنعان و درساحل دریاى سرخ، اطلاق شده است و همان سرزمینى است که ابراهیم علیه السلام، هاجر و اسماعیل را به دستور خداوند، در آن‌جا سُکنى داد.

   یاقوت حموی در معجم البلدان جلد 4 صفحه 225 نیز چنین میگوید:

فاران نام سه جایگاه است؛

   یکی: دهکده‏‌اى است در سغد سمرقند. از منسوبان بدان: ابو منصور محمد پسر بکر پسر اسماعیل سمرقندى فارانى.

   دوم –به نقل از ابو عبد اللّه قضاعى-: بلوکی از بلوک‌هاى روبروی مصر است.

   سوم: -به نقل از ابن ماکولا-: من شنیده‌ام که: ابوبکر نصر پسر قاسم پسر قضاعه قضاعى فارانى اسکندرانى منسوب به همین کوه‌هاى فاران است که کوه‌هاى حجاز است.

   علی کل حال هیچکدام از پیامبران بنی اسرائیل و یا پیامبری دیگر نسبتی با فاران ندارد و تنها پیامبری که از فاران آمده حضرت محمد است.

امیرحسین دادگستر

امیرحسین دادگستر

AMIR HOSSEIN DADGOSTAR

ساعت ورود شما

امیرحسین دادگستر